اخر هفته
سلام گل دختر امروز شنبه 15 تیر هست و روز 4 شنبه عصر دایی صادق و خاله ندا یا به قول شما مامان ندا و سبحان با مادر جون ربابه و بابا علی و مامان اکرم اومدن خونه ما شما هم حسابی خوشحال و خندان بودی و با سبحان بازی می کردی شب هم هر دوتا تون از اینکه قرار بود کنار هم بخوابین ذوق زده شده بودین گل دخترم البته اینم بگم سبحان چند بار رفت روی میز شیشه ای و دایی صادق برای اینکه دیگه اینکارو نکنه بهش گفت می برمت خونه بقلش کرد شما هم که حسابی غصه خوردی و تند تند با گریه می گفتی ببشید ببشید(ببخشید) و بعد هم خلاصه کلی دایی صادق نازتو کشید تا اروم شدی گلم فدای اون شب یعنی 5 شنبه رفتیم جنگل سی سنگان نهار خوردیم و شما سبحان حسابی شن ب...








